نامه های بلوغ اثر علی صفایی حائری (عین. صاد)

سلام

دوست دارم پیش از حاشیه نویسی روی کتاب، درباره مسئله "پذیرش" چیزی بگویم. شاید در زندگی ما بسیار پیش آمده باشد که در یک موضع زمانی و مکانی، نتوانسته ایم قضیه ای را هضم کنیم و بعد از گذشت مدتی این پذیرش در ما ایجاد می شود که بتوانیم آن مسئله را با خصوصیات متفاوت و به خصوصش بپذیریم. 
در ارتباط با بحث کتابخوانی و مطالعه نیز این اتفاق بسیار رایج است. درباره این کتاب نیز چنین اتفاقی رخ داد. اولین بار حدود 4،5 سال پیش آن را دست گرفتم اما پس از خواندن چند صفحه کتاب را بستم و کنار گذاشتم، چون نمی توانستم با ادبیات فکر کردن و پرداخت مباحث نویسنده کنار بیایم. مباحث برایم سنگین نبود اما ادبیات آن را برنمی تافتم.

حالا بعد از گذر چند سال، باز هم در اثر بی چیزی کتاب را دست گرفتم و دیدم که صبرم بیش از قبل شده. برای چیدن میوه های یک درخت باید تیغهای آن را نیز تحمل کرد.

کتاب مجموعه نامه های استاد صفایی برای فرزندانش است که در هنگامه بلوغ آنها نگاشته شده، اما مخاطب نامه ها تنها فرزندانش نیستند بلکه برای هرکسی که بخواهد قدم در راه بلوغ و رسیدن نهد، شایسته و بایسته است دانستن قواعد بازی زندگی.
البته در اولین نامه ها به نظر میرسد عمومیت مخاطب چندان برجسته نیست و نامه ها نزج کافی را ندارند، اما به تدریج ادبیات مخاطب و نویسنده به هم نزدیک شده و پذیرش مطالب در او شکل می گیرد. مجموعه نامه ها از «بینشها و گرایشها و معرفت» آغاز شده و بعد از آوردن بیانی در «سلوک و اخلاق» به «عمل و سلامت و بحرانهای آن» می پردازد و... 

شاید در ادامه آوردن بخشهایی از کتاب که توجهم را جلب کرد، جالب توجه شما نیز باشد: نویسنده در نامه ای می گوید « سه مسئولیت نظارت، بصیرت و طرح. کارها و اعمال تو در هنگام اجرای برنامه، نقش هدف و اسم و نشان هدف تو را با خود دارند... و این خیلی مهم است که شغل ما نقش ما باشد... و تمام شغلهای اجرایی ما نقش تربیتی و سازندگی و نقش اهداف ما و نشان خدا را با خود داشته باشد و با اسم الله و نام و نشان خدا همراه باشند.» 

همچنین در قسمتی از نامه ها، بخشی از خطبه امام علی(ع) آورده شده که (از رسول خدا و به نقل از امام) می فرماید :« راست و درست نمی شود ایمان کسی تا قلب او درست و راست شود، و قلب او به درستی نمی رسد تا زبان او راست و درست گردد. که در این بیان... میان استقامت ایمان و قلب و زبان رابطه برقرار گردیده است.» 
بعلاوه در بخشی از کتاب آمده: «این میوه عقلانیت انسان است که با وسعت روابط و نارسایی امکانات علمی و عقلی و قلبی، به وحی گره بخورد و از آزادی آزاد شود و به عبودیت روی بیاورد و در هر کار به نیت و سنت و اهمیت توجه داشته باشد که حقیقت عبودیت این است.» 
همچنین در بخشی از کتاب، تفاوت و اختلاف جور و ظلم را در تفسیر خطبه ای از امام علی(ع) چنین آورده است: «جور در برابر قسط است و ظلم در برابر عدل. ظلم به حقوق دیگران تجاوز کردن است و جور، حقوق را یکسان ندادن.»

در قسمتی از کتاب نیز به بیان بحرانهای عمل می پردازد که قابل توجه است: بحران انتخاب، بحران فراغت از عمل -که در صورت عدم استفاده صحیح از فرصتها انسان را رو به تباهی می برد-، بحران بی حاصلی و بن بست، بحران شکست، بحران حفاظت و پاسداری از پیروزی، بحران غرور و غفلت، بحران فرورفتن در مراحل کار و چشم پوشی از هدفها و جهتها و درپایان، بحران شتاب و بدعت.
توضیح اخیر در باب بحران عمل، به طور ویژه ای توجه من را جلب کرد و بعد تطابق آن با اعمال روزمره ما، اعمال پیش بینی و طرح ریزی شده ما، انقلابهای ما و...

خلاصه اینکه تمام تلاشم را کردم که در چند سطر ماحصل این خواندن را به نگارش درآورم و امیدوارم قابل توجه و ارزشمند باشد. البته درباره نویسنده این کتاب یک نکته گفتنی است و اینکه مجموعه کتابهای ایشان در سطح وسیع مورد مطالعه قشر خاصی از جامعه امروز ماست که نقش تربیتی گسترده ای دارد و نیازمند تأمل و تحلیل بیشتری است.

خدانگهدار

/ 5 نظر / 145 بازدید
جروشا

برنمی تافتمِتو رو خوب اومدی D: پسندیدیم!

جروشا

برنمی تافتمِتو رو خوب اومدی D: پسندیدیم!

جروشا

برنمی تافتمِتو رو خوب اومدی D: پسندیدیم!

جروشا

برنمی تافتمِتو رو خوب اومدی D: پسندیدیم!

علی اکبر

سلام کلاً عین صاد ادبیاتش پیچیده ست بنده هم حرکت ش را که میخاندم سالاد شد مخم در اثر پیچیدگی ! به هر روی نمیتوان از خیر خاندنش گذشت 121