کودکی اثر ناتالی ساروت

سلام
کتاب را چند سال پیش دست گرفته بودم، اما بعد از 30،40 صفحه اول رغبتی به ادامه اش نداشتم. دلیلش را کم و بیش در ادامه می گویم اما درهرحال بعد از چند سال با شنیدن تعریفهای عمیق و کثیر از این کتاب دوباره در دستش گرفتم و مصرانه خواستم آن را به پایان برسانم.
کتاب مجموعه خاطرات نسبتاً مستمر یک کودک روسی الاصل مقیم فرانسه 8-9 ساله تا 10-11 سالگی او است. دوران زندگی نویسنده کتاب منطبق است با سالهای 1900 تا 1999 میلادی و بنابراین خاطرات نیز متعلق به همان دوره زمانی است؛ هرچند در توضیحات پشت جلد کتاب آمده " کودکی، اگرچه در کل با وقایعی از زندگی ناتالی ساروت منطبق است، گزارشی متعارف از زندگی نویسنده نیست."
کتاب به شکل یک دیالوگ دونفره است که به نظر می رسد به صورت حدیث نفس بین صاحب خاطرات با خود یا باطنش صورت می پذیرد؛ زیرا آن نفر دوم به اندازه خود نویسنده عالم و آگاه به ماوقع است، هرچند گاهی از او ایراد می گیرد یا پرسش می کند یا کارهایش را تحلیل می کند و...
در ابتدای کتاب، خاطرات بیشتر مربوط به مجموعه ای از تفریحات و توصیفاتی از زندگی است که با زندگی امروزه ما و خاطراتی که برای یک کودک ایرانی رقم می خورد بسیار متفاوت است. او درباره ندیمه هایش صحبت می کند و سفرهای دریایی اش و باغهای لوکس روسی و خیابانهای آنتیک فرانسوی و...چیزی که حتی ممکن است یک بزرگسال در جامعه ما با آن بسیار بیگانه باشد. اما به تدریج او وارد روابط انسانی اش می شود و احساسی که این روابط در او برمی انگیزند. او در خانواده ای زندگی می کند که پدر و مادرش از هم جدا شده اند و پدرش با یک خانم خیلی جوانتر ازدواج کرده و خواهر کوچکی از این مادر جدیدش دارد. چیزی که مسلماً در انسان، بویژه یک کودک احساسهای خاصی را ایجاد می کند و غالباً این دریافتهای احساسی در جوامع و فرهنگهای مختلف بسیار شبیه هستند. بنابراین مخاطب می تواند به تدریج با اثر ارتباط برقرار کرده، با نویسنده همدردی کند و به تحلیل احساس و اندیشه او که در قالب کلام ریخته شده بپردازد. هرچند گاهی آدم احساس می کند دریافت چنین حسی توسط یک کودک با چنین جزئیات و به این روشنی امکان پذیر نیست. اصولاً کودکان نهایتاً یک حس مثبت یا منفی یا گنگی به قضیه ای دارند و در آن بازه زمانی نمی توانند به وضوح فکرشان را تحلیل کنند. به نظر می رسد خود نویسنده هم این قضیه را در مواردی پذیرفته است؛ زیرا در بخشهایی از گفتگو، آن خود دیگرش این نکته را به او گوشزد می کند و او نیز کم و بیش می پذیرد.
در ادامه ترجیح می دهم بخشهایی از کتاب را که به نظرم توصیفات بکر و خلاقانه یا هوشمندانه ای داشت برایتان بازگو کنم. مثلاً جایی درباره زن پدرش می گوید: "ورا خیلی کم حرف می زد. کلماتی که بر زبان می آورد همیشه کوتاه بود و انگار مصوتها در میان صامتها له شود، انگار برای آنکه هر کلمه جای کمتری اشغال کند..."
یا جای دیگری درباره کتاب خواندن و علاقه اش به این کار می گوید: " نه، بایستی کتاب می خواندم... از توصیف های بلند علفزارها فرار می کردم و به سمت خطهای کوچک آزادی بخش می گریختم که به روی گفتگو باز میشد."
با این قسمت خیلی ارتباط برقرار کردم. خیلی حرف دل خودم بود -در بعضی از موارد- که گاهی باعث عذاب وجدانم میشد و سعی می کردم این حسم را که از توصیفات طولانی به ستوه می آیم و دوست دارم زودتر به دیالوگها برسم، انکار کنم. اما او چنین هوشمندانه و زیبا این حس را به تصویر می کشد...
یا جای دیگری درباره یک حس گنگی در بازه ای از زندگیش حرف میزند و بعد آن را تشریح می کند و می گوید: "همه روابطم با پدرم، با مادرم، با ورا، و روابط آنها با یکدیگر، جز بازشدن همان چیزی نبود که در آن وقت پیچیده شد."
در جای دیگری نیز عباراتی را می آورد که بسیار با آنها برقرار می کنم. اینکه خودم اغلب حس میکنم قبل از 15 سالگی ام خیلی دیر گذشت. انگار هر روزش واقعاً 24 ساعت بود و هر ساعتش واقعاً 60 دقیقه و هر دقیقه اش 60 ثانیه و... او نیز در بخشی از کتاب می گوید: "در آن سن، سالها چه قدر دراز بودند..."

در هرحال کتاب جالبی بود، اما پیشنهاد نمی کنم آن را بخوانید. در فراوانی کتابهای خواندنی شاید چنین کتابی که گاهی -و البته بسیار- آدم را خسته می کند، نتواند جایی داشته باشد.
در پناه خدا

/ 3 نظر / 59 بازدید
Sara

مثل ستارگان هالیوود عکس بگیرید و دیگرنگران تصاویر خاطره انگیز ترین اتفاق زندگی تان نباشید مجموعه ای از بهترین فون های دیجیتالی مخصوص کار آتلیه عروس و داماد با قابلیت چاپ DPI 300 با امکان ارتقای وضوح لایه ها ، تفکیک لایه ها برای کار زیباتر با کیفیت بالا PSD فایل امکان تغییر نام لایه ها مجموعه ای بی نظیر و دلخواه طراحان و غیرطراحان با این پکیج بی نظیر تصاویر به یادماندنی ترین جشن زندگی خود و عزیزانتان را ماندگار تر کنید دیگر نیازی به طراح و آتلیه ندارید مجموعه ای از فیگورهای جالب و فوق العاده برای عروس و داماد ها

الهام

هاها. خیلی جالب بود. نشستی یه ساعت نوشتی راجع به کتابه بعدم می گی پیشنهاد نمی کنم بخونیدش :)) عالی بود. همون طور که گفتم امروز این کتابو نخوندم، حالا هم که می گی پس نمی خونمش :))

جروشا

از کی "تعریفهای عمیق و کثیر از این کتاب" رو شنیدی؟!!! خوشحالم خودم نخوندمش و تو خوندی و پاوبلاگی نوشتی و اینا... خسته نباشی واقعا